
همسفر سراب (خاطرات آمریکا و کار در فیسبوک): فصل ۷
اگر اولین بار است که این سلسلهمطالب را میخوانید، لطفاً نخست به پیشگفتار در فصل صفرم مراجعه نمایید.
لطفاً این مطالب را بدون ذکر نام نویسنده و نشانی کامل این صفحه در جایی بازنشر ننماید.
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب
حرف میزنم
اگر به خانهٔ من آمدی
برای من
ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچهٔ خوش...
سیاهمشق ۵۷
شبهای بسیاری
شبهای تلخ و خستهٔ لمداده بر تنهایی دیوار
شبهای سرشار از فراموشی
کنار سردیِ دمنوشِ از بیهودگی بیزار
شبهای بسیاری گذشت و حرف گنگی
مثل شبه بر جایجایِ لحظههایم سایه افکنده است
ای کاش شاعر باشم و
آن حرف ناپیدای پیدا را
چون انفجار بغض بهمن
بر سکوت برف این کاغذ بیالایم
تا این چنین
از اضطراب لحظههایم
حتی به قدر یک رباعی یا غزل
لَخت...

قفسهنوشت ۱۶۰: در راه؛ نوشتهٔ جک کرواک
کوتاه: اتلاف وقت
این چهارمین رمانی است که در سال ۲۰۲۰ نیمه رهایش میکنم.
نویسندهای که پس از طلاق به دنبال هویت گمشدهاش است، همراه چند رفیق علافتر از خودش دل به جادههای آمریکا میزند. سبک نوشتاری شبیه به همینگوی است. از جایی به بعد میفهمی فقط در جادهای و میرود و میایستد و میرود و میایستد و میرود و میایستد و البته وسطش عیش و نوش و ......

قفسهنوشت ۱۵۹: عالی در کار، نوشتهٔ مورتن هانسن
چند نکتهٔ کوتاه قبل از صحبت (کوتاه) در مورد این کتاب.
این نوع از کتابها عمدتاً در قفسههای کسبوکار طبقهبندی میشوند. معمولاً وقتی نویسندهها پیشینهٔ روانشناسی یا روزنامهنگاری داشته باشند، در بخش موفقیت و بهبود امور شخصی (self improvement) قرار میگیرند. طیف این کتابها مانند داستان وسیع است و همانگونه که مثلاً در داستان از فهیمه رحیمی تا صادق...